محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6549

تاريخ الطبرى ( فارسي )

تيراندازى از فعلگانى كه ديوار را ويران مىكنند و پيادگانى كه به دفاع از آنها مىپردازند حمايت كنند . شكافهاى بسيار در ديوار افتاد و ياران ابو احمد از همه آن شكافها به شهر فاجر رسيدند . ياران خبيث به نبرد آنها آمدند ، اما ياران ابو احمد هزيمتشان كردند و به تعقيب آنها دور برفتند و در راههاى شهر افتادند و در كوچه ها و گذرها پراكنده شدند و از آنجاها كه بار پيش رسيده بودند دور تر رفتند و بسوختند و بكشتند . پس از آن ياران خبيث باز آمدند و به ياران ابو احمد هجوم بردند ، كمينهاشان از جاهايى كه خودشان مىدانستند و ديگران از آن بىخبر بودند برون شدند . كسانى از ياران ابو احمد كه به شهر در بودند ، حيران شدند ، ( 603 از خويشتن دفاع مىكردند و سوى دجله پس مىرفتند ، تا بيشترشان به دجله رسيدند ، كس بود كه وارد كشتى شد و كس بود كه خويشتن را در آب افكند و كشتىنشينان وى را گرفتند و كس بود كه كشته شد . ياران خبيث سلاح و ربوده هايى بدست آوردند . گروهى از غلامان ابو احمد مقابل خانهء ابن سمعان ثبات كردند . راشد و موسى خواهرزادهء مفلح با جمعى از سرداران غلامان با آنها بودند ، اينان آخرين كسانى بودند كه ثبات كردند ، زنگيان در ميانشان گرفتند و فزون شدند و ميان آنها و كشتى حايل شدند . آنها نيز از خويش و ياران خويش دفاع كردند تا به كشتى رسيدند و بر آن نشستند . نزديك به سى غلام از ديلميان در مقابل زنگيان و غير زنگيان بماندند و به حمايت و دفاع از كسان پرداختند كه به سلامت برفتند و آن سى ديلمى از آن پس كه با فاجران چنان كردند كه مىخواستند ، همگى كشته شدند . آسيبهايى كه در اين نبرد به كسان رسيده بود بر آنها سخت گران مىنمود . ابو احمد با ياران خويش به نهر موفقيه بازگشت و دستور داد كه فراهمشان آرند و ملامتشان كرد كه چرا از دستور وى سرپيچى كرده‌اند و در كار تدبير و نظر وى خود - سرانه عمل كرده‌اند و تهديدشان كرد كه اگر بار ديگر با دستور وى مخالفت كنند عقوبت سخت خواهند ديد . آنگاه بگفت تا ياران ناپديد شدهء وى را شمار كنند